السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

27

تفسير الميزان ( فارسي )

و در تفسير برهان از ابن شهرآشوب روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) در عريش فرمود : بارالها ! اگر تو امروز اين گروه ( مسلمين ) را هلاك كنى بعد از اين روز ، ديگر پرستش نخواهى شد ، در اين موقع بود كه آيه * ( « إِذْ تَسْتَغِيثُونَ » ) * نازل گرديد ، رسول خدا ( ص ) بيرون آمد در حالى كه مىفرمود : به زودى جمع مشركين شكست خورده و پا به فرار مىگذارند ، خداوند هم او را با پنج هزار ملك سواره كمك نمود و عدد ايشان را در چشم مشركين بسيار وانمود كرد ، و در عوض عدد مشركين را در نظر مسلمين اندك جلوه داد ، و اين آيه نازل شد : « وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى » ، آنان در دورترين نقطه مرتفع وادى و پشت ريگزارى وسيع قرار گرفته بودند و رسول خدا ( ص ) در نقطه مرتفع نزديك يك چاه قرار داشت « 1 » . مؤلف : در اين روايت نيز همان حرفى است كه در روايت قبل گفتيم . و در مجمع البيان مىگويد : بلخى از حسن نقل كرده كه گفته است آيه * ( « وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّه . . . » ) * قبل از آيه « كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ » نازل شده و ليكن در تنظيم قرآن بعد از آن نوشته شده است « 2 » . مؤلف : تقدم مدلول يك آيه بر مدلول آن ديگرى از نظر وقوع در خارج ملازم اين نيست كه جلوتر هم نازل شده باشد ، و از سياق آيه هيچ دليلى بر گفتار حسن نمىتوان يافت . و در تفسير عياشى از محمد بن يحيى خثعمى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ذيل آيه * ( « وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّه إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ » ) * فرموده : شوكت آن برخوردى بود كه در آن قتال بود « 3 » . مؤلف : نظير اين روايت را قمى نيز در تفسير خود نقل كرده است « 4 » . و در مجمع البيان مىگويد : سيره نويسان و نيز ابو حمزه و على بن ابراهيم در كتب تفسيرشان نقل كرده‌اند كه : ابو سفيان با قافله قريش از شام مىآمد با اموالى كه در آنها عطريات بود و در آن قافله چهل سوار از قريش بودند ، پيغمبر اكرم ( صلوات اللَّه عليه ) چنين رأى داد كه اصحابش بيرون روند و راه را بر ايشان گرفته و اموال را بگيرند ، لذا فرمود : اميد است خداوند اين اموال را عايد شما كند . اصحاب نيز پسنديدند ، بعضى به عجله حركت كردند ، و بعضى ديگر به كندى ، چون باور نمىكردند كه رسول خدا ( ص ) از رموز جنگى

--> ( 1 ) تفسير برهان ج 2 ص 69 ( 2 ) مجمع البيان ج 4 ص 521 ط تهران ( 3 ) تفسير عياشى ج 2 ص 49 ح 23 ( 4 ) تفسير قمى ج 1 ص 270